مرغوا (اسم) فال بد. نفرين. بدخواهى. بدانديشى. تفؤل بد از پرواز مرغ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2675) 
مرغوا [ morqovā ]فال بدو نفرين،سنايى گويد: بيت شاه را گفت مفسدى ز احوال كه كند مرغوا بجان تو زال و قطران گويد: بيت گردد از مهر تو نفرين موالى آفرين گردد از كين تو مرو اى اعادى مرغوا 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1333) 
به ضم اول و ثالث و واو به الف كشيده و سكون ثانى فال بد را گويند و به معنى نفرين هم هست و به فتح اول نيز آمده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص855) 
فال بدو نفرين بخلاف مروا كه فال نيك است و دعا قطران تبريزى كفته كردد از مهر تو نفرين موالى آفرين كردد از كين تو مرواى اعادى مرغوا 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص676) 
"فال بد باشد، مروا فال نيك باشد ابو طاهر خسروانى گفت: بيت نفرين كند بمن برو دارم بآفرين مروا كنم(بدو )برو دارد بمرغوا و امير معزى گفت: بيت آرى چو پيش آيد قضا مروا شود چون مرغوا جاى شجر گيرد گيا جاى طرب گيرد شجن" 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص29) 
- [بفتح ميم و ضم غين معجمه و سكون راى مهمله] فال بد باشد. مثالش حكيم قطران گويد: (1)در برهان از نامهاى خداوند نيز هست. بيت گردد از مهر تو نفرين موالى آفرين گردد از كين تو مرواى معادى مرغوا و بمعنى دعاى بد نيز آمده. مثالش ابو طالب خسروانى گويد: شعر نفرين كند بمن بر دارم بآفرين مروا كنم برو بر دارد بمرغوا 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1298) 
[اسم][فارسی]بدى و زبونى.و مقام و جايگاه بد. و فال بد.و نفرين و دعاى بد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3264) 
فال بد زدن بود.بو طاهر خسروانى گفت: نفرين كند بمن،بردارم بآفرين#مروا كنم بدو،بردارد بمرغوا. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص3) 
فال بد را گويند. عسجدى گويد: نفرين كند بمن بردارم آفرين#مروا كنم برو گيرد بمرغوا امير معزى نيز گفته است: آرى چو پيش آيد قضا مروا شود چون مرغوا#جاى شجر گيرد گيا جاى طرب گيرد شجن 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص193) 